
مسجدسلیمان؛ شهری با پنج لایه هویت
مسجدسلیمان را نمیتوان با یک تعریف ساده شناخت. این شهر نه فقط یک نقطه جغرافیایی در شمال خوزستان است، بلکه مجموعهای از لایههای تاریخی، فرهنگی و صنعتی است که در هم تنیدهاند و هویتی یگانه ساختهاند. برای فهم این هویت، باید این لایهها را از کهنترین تا جدیدترین ورق زد.
لایه نخست: ریشههای آیینی و کهن
پیش از آنکه نام نفت در جهان بپیچد، این سرزمین جایگاه نیایش بود. نیایشگاههای سهگانه ( سرمسجد، بردنشانده و کلگهزرین ) گواهی میدهند که هزاران سال پیش، اقوام الیمایی و پارتی در این کوهستانها به پرستش خدایان میپرداختند. شگفتآور آنکه در سرمسجد، نشانههایی از پرستش همزمان خدایان ایرانی و یونانی دیده میشود؛ نشانهای از همزیستی فرهنگی که ریشه در عمق تاریخ این شهر دارد. پس نخستین لایه هویت مسجدسلیمان، تقدس و آیینگری است.
لایه دوم: زادگاه نفت خاورمیانه
در سال ۱۲۸۷ خورشیدی، فوران چاه شماره یک، مسجدسلیمان را به نقطه صفر مدرنیته در ایران تبدیل کرد. این شهر نه فقط محل استخراج نفت، بلکه دروازه ورود فناوری، شهرسازی مدرن، راهآهن، برق و معماری صنعتی به کشور بود. کارخانه برق تمبی، نخستین راهآهن مدرن، و باشگاه گلف ، از نخستینهای خاورمیانه ، همه در همین شهر شکل گرفتند. نفت، هویت این شهر را از یک منطقه ایلی به شهری شرکتمحور دگرگون کرد؛ شهری که ساختارش را کمپانی نفت تعیین میکرد.
لایه سوم: چندفرهنگی و همزیستی
مسجدسلیمان شهری است که با مهاجرت ساخته شد. بختیاریها، ارامنه، انگلیسیها، هندیها و کارگرانی از سراسر ایران در این شهر گرد هم آمدند. قبرستان ارامنه و خارجیها، کلیساها و محلات نفتی، همگی نشانههای یک همزیستی چندفرهنگی کمنظیر در ایران هستند. این شهر نمونهای زنده از همآمیزی فرهنگ بومی با فرهنگ مهاجر است؛ تجربهای که در کمتر شهری در ایران تکرار شده است.
لایه چهارم: شهر «اولینها»
مسجدسلیمان به «شهر اولینها» شهرت دارد. اولین چاه نفت، اولین کارخانه برق، اولین راهآهن، اولین باشگاه گلف. این عنوان فقط یک برچسب تبلیغاتی نیست؛ بلکه حافظه جمعی مردم شهر را ساخته است. مردم مسجدسلیمان خود را وارثان یک تمدن صنعتی میدانند و همین احساس، بخش مهمی از غرور و هویت آنان را شکل میدهد.
لایه پنجم: زخمها و مقاومت
در کنار این افتخارات، هویت مسجدسلیمان با زخمها نیز گره خورده است. زمینلرزهها،جنگ تحمیلی ، تخریب بافت تاریخی، مهاجرت، محرومیت و فراموشی آثار صنعتی، بخشی از حافظه شهر را از بین بردهاند. اما همین زخمها، نوعی هویت مقاوم و سوگوار ساختهاند که در ادبیات، موسیقی و خاطره جمعی مردم این شهر نمود دارد. مسجدسلیمان شهری است که هم میبالد و هم سوگوار است.
هویت مسجدسلیمان را میتوان اینگونه تعریف کرد ، شهری با ریشههای آیینی کهن، که نفت آن را به مدرنیته پیوند داد، چندفرهنگی را تجربه کرد، حافظهای از اولینها ساخت، و امروز با زخمهای تاریخ، هویتی ترکیبی و منحصربهفرد دارد. مسجدسلیمان را نمیتوان تنها با نفت شناخت؛ این شهر مجموعهای از لایههای بههمپیوسته است که هر کدام، دیگری را معنا میکند. شناخت این شهر، شناخت بخشی از حافظه مدرن ایران است.
به قلم مجتبی حاجتی
پژوهشگر حوزه توسعه و مدیریت استراتژیک

























