آلودگی هوای خوزستان دیگر یک هشدار زیستمحیطی نیست؛ این بحران، سلامت هزاران شهروند را به مخاطره انداخته و بیتوجهی مسئولان، خشم و ناامیدی مردم را دوچندان کرده است.
استان خوزستان، قلب صنعت نفت ایران، امروز در میان دود و غبار و مشعلهای خاموشنشدنی، به خفقان افتاده است. شاخص آلودگی در اهواز و ماهشهر بارها از مرز خطر عبور کرده و مدارس و دانشگاهها تعطیل شدهاند، اما ادارات همچنان فعالاند؛ گویی سلامت کارمندان و مردم عادی در اولویت نیست.
در یک سال گذشته، بنا بر گزارشهای رسمی، بیش از هزار نفر جان خود را به دلیل آلودگی هوا از دست دادهاند. کودکان و سالمندان نخستین قربانیان این وضعیتاند؛ مراجعات قلبی و تنفسی در بیمارستانها به شکل بیسابقهای افزایش یافته است.
ریشههای بحران روشن است: صدها فلر نفتی فعال، آتشسوزیهای هورالعظیم و مزارع نیشکر، صنایع فرسوده و سوختهای غیراستاندارد. با این حال، مسئولان تنها به تعطیلی مدارس بسنده کردهاند و وعدههای خاموشی فلرها همچنان در حد شعار باقی مانده است. چرا سلامت مردم باید قربانی منافع نفتی شود؟ چرا وعدههای خاموشی فلرها به پروژهای بیپایان بدل شده است؟ چرا هنوز هیچ برنامه شفاف و قابل پیگیری برای کاهش آلودگی ارائه نشده است؟
خوزستان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند اقدام فوری و شفاف است. مردم این استان حق دارند نفس بکشند؛ حقی که نباید در دود و غبار صنعت و بیتوجهی دفن شود.
به قلم : نسیم ناصری کریموند



















